اطلاعیه !
فرم عضویت در باشگاه مخاطبان





پیروزی بدون جنگ
آیا میتوان سیاست «مرگ با هزاران زخم» را بدون درگیری با اسرائیل، بی‌اثر کرد؟


۳۰ شهریور ۱۴۰۰   259  1  0
جمهوری اسلامی در این سال‌ها در برابر چنین رفتاری از دشمن تصمیم بر صبر گرفته و به بازی در زمین ترسیم‌شدۀ دشمن تن در نداده بود. اما این ذکاوت در استراتژی نمی‌تواند بدون لحاظ‌کردن مدت زمان جنگ، همچنان راهبردی کارآمد باقی بماند. چرا که به شدت مستعد آن است که به روایتی از ناتوانی در رویارویی‌ِ درخور و همتراز تبدیل شود. ضعف قدرت در برابر دشمن خارجی، تجاوز بیشتر بر مردم و منافع ملی را همراه دارد

ترور و خرابکاری در حوزه‌های مختلف، سیاست همیشگی رژیم اشغالگر قدس بوده است. سیاست خارجی، اقتصاد و تجارت، رویدادهای ورزشی بین المللی ما، تأسیسات هسته‌ای، مردم عادی و نخبگان علمی هدف عمدۀ این دشمنی‌ها بوده‌اند. در چند سال اخیر، رویارویی‌ها تا نبردهای نظامی اندک متقابل یا گسترده و نیابتی در خشکی و دریا هم کشیده شده است. اما اخیراً رژیم صهیونیستی این سیاست همیشگی‌ و قدیمی را که تبدیل به یک رفتار عادی شده همچون یک سیاست جدید و رسمی اعلام نموده است؛ «مرگ با هزاران زخم». این اعلام رسمی با صحنۀ جاری سیاست -در نسبت با منطقه، ایران و خود رژیم اشغالگر- چه کاری می‌کند؟ آیا وضعیت خاصی برای ایران ایجاد خواهد کرد؟ در این صورت جمهوری اسلامی چه باید (می‌تواند) انجام دهد؟

در جنگ غیرمستقیم معمول است که دشمن زخم را از قفا بزند و دست‌هایش را مخفی دارد. پس زمانی که سیاست‌های خصمانه را پیشاپیش اعلام می‌کند به دنبال نتیجۀ این آشکارسازی است. یک کارکرد این اعلام رسمی و پرطمطراق می‌تواند نمایش قدرتی برای مصارف داخلی رژیم اشغالگر باشد و البته تلاشی برای پرکردن بخشی از خلأ ناشی از برنامۀ خروج آمریکا از منطقه. این تحلیل‌ها گرچه صادقند اما همۀ ابعاد ماجرا را به خوبی آشکار نمی‌کنند. گاهی روایت‌های درست می‌توانند کافی نباشند. یعنی در ما تحرکی ایجاد نمی‌کنند و با دور نشان‌دادن خطر، چشم‌ ما را بر امکان‌هایی که می‌توانیم در مواجهه و محاسبۀ خطر داشته باشیم یا ایجاد کنیم می‌بندند. در واقع باید به این امر پرداخت که این اعلام رسمی با «ما» چه می‌کند؟

این سیاست، نحوی جنگ در دوردست است. وقتی برای دشمن، مواجهه مستقیم به هر دلیلی مقدور نباشد یا پرهزینه باشد، راه جنگیدن، جنگ‌های پراکنده در همه جا است. بازکردن میدان جنگ و کشاندن آن به زمین‌های مختلف، نیرو و تمرکز طرف مقابل را تحلیل می‌برد. از طرف دیگر نیروهای امنیتی ما ممکن است تصمیم بگیرند برای بالا بردن آمادگی دفاعی و بازدارنده یا دفاع همه‌جانبه، میدان نبرد را گسترش دهند، وارد عرصه‌های مختلف اقتصادی و سیاسی شوند و برای کاهش دریافت ضربات در آن عرصه‌ها، متصدی آن نقاط شوند. در این صورت، مشارکت نیروهای مدنی و اجتماعی در عرصه‌های مذکور محدود خواهد شد و پیامدهایی همچون فساد و تضعیف قدرت ما در جغرافیای سیاسی-اقتصادی منطقه در پیش رو خواهد بود. به عبارت دیگر حضور همه‌جانبه نیروهای امنیتی، فضا را برای مشارکت فعالانه نیروهای مدنی، تنگ خواهد کرد. بنابراین اگر سیاست اسرائیل از صرف یک اعلام رسمی فراتر رود و با برخورداری از سکوت و حمایت متداولی که از جنایت‌های این رژیم می‌شود، جرأت عملی کردن ترورها و زدن اهداف خاصی از منافع ما را پیدا کند، میدان به نحو شدیدی تنگ می‌شود؛ نیاز به پاسخ متقابل. 

برخلاف روایتی که تلاش می‌کند در این کشمکش، ایران را ماجراجو نشان دهد جمهوری اسلامی در این سال‌ها در برابر چنین رفتاری از دشمن تصمیم بر صبر گرفته  و به بازی در زمین ترسیم شدۀ دشمن تن در نداده بود. اما این ذکاوت در استراتژی نمی‌تواند بدون لحاظ کردن مدت زمان جنگ، همچنان راهبردی کارآمد باقی بماند. چرا که به شدت مستعد آن است که به روایتی از ناتوانی در رویارویی‌ِ درخور و همتراز تبدیل شود. ضعف قدرت در برابر دشمن خارجی، تجاوز بیشتر بر مردم و منافع ملی را همراه دارد. پس راه پیش پای ما در این شرایط چیست؟

در این جنگ جمهوری اسلامی به زمینی نیاز دارد که بتواند با بازی کردن در آن پیروزی‌هایی کسب کند که هم نشاط بیشتری در مردمش ایجاد کند و هم از این جنگ عوایدی به هم پیمانانش برساند و در عین حال موقعیت خودش را به واسطۀ آن بهبود بخشد. اما منطقۀ ما، منطقه‌ای پرتقاطع است. بر خلاف نقشۀ طبیعی آن که بیشتر صحرا است، نقشۀ سیاسی‌اش مانند شهری است که چهارراه‌های مختلف حتی خیابان‌های موازی را در نقاط متعددی به هم وصل می‌کند. در چنین سرزمینی نمی‌توان به سادگی برای جلوگیری از برخورد، راه را کج کرد و رفت. یا از ابتدا راه صافی را در پیش گرفت و دور شد. در این‌جا هرکس با هر قدم به دیگری می‌رسد . «هم‌سرنوشتی» تقدیر این منطقه است و باید فراتر از مزایا و معایب پیمان‌های مشترک درک شود.

ژئوپلتیک این منطقه صدها سال است دستخوش بازی نیروهای خارج از منطقه بوده است. در این شرایط تنها چیزی که به ما امکان می‌دهد بر این موقعیت فائق آییم، تغییر در جغرافیای اقتصادی‌مان است. هیچ یک از منابع طبیعی ما حتی اگر تنها دارندگان آن در جهان بودیم، نمی‌تواند چنین راهی را برای ما باز کند. تنها راه ثروت‌آفرین، که همزمان ارزش و قدرت بیافریند، تولیدات ملی و به تبع آن بازار منطقه‌ای است. البته تولیدی که با توان نیروهای مولد و مردمی و نه صرفا امکانات دولتی رخ دهد. تولید به این معنا، راه تأمین منافع عمومی مردم است و راه مشارکت و به‌دست‌گرفتن حقیقی سرنوشت خویش. با تولید، کسالت این جنگ طولانیِ گریزناپذیر به نیروی شادابی تبدیل می‌شود که زندگی افراد تا دولت‌ها را تغییر خواهد داد. و این راه جز به ائتلاف نیروهای مدنی و مردمی اقتصاد در منطقه باز نمی‌شود.

اینها همه چه ارتباطی با استراتژی جنگی رژیم صهیونیستی دارد؟ وقتی این درک از هم‌سرنوشتی ما حاصل شد، وقتی تقسیم کار اقتصادی و ائتلاف‌های اقتصادی با نیروهای مدنی و مردمی منطقه به وجود آمد، جراحت هر زخم کمتر و هزینه‌اش برای دشمن بیشتر خواهد شد. هر ضربه، زخم بر تن همه خواهد بود و نیروی عظیم مردمی و مدنی پشتوانۀ امنیت منطقه و کشور خواهد شد. هزاران زخم را شاید بتوان بر یک پیکر وارد کرد اما بر هزاران تنِ به‌هم‌آمیخته نمی‌توان به سادگی زخمی زد. ورود به جنگی مستقیم با اسرائیل فعلاً هیچ سودی برای ما ندارد. در این بازی کسی پیروز می‌شود که بداند چه زمانی و کجا باید وارد جنگ شود. سیاست مرگ با هزاران  زخم همچون یک واکنش برای جلوگیری از بازیگری ایران برای ایجاد ائتلاف‌های اقتصادی و تجاری است (ائتلاف‌هایی که البته هنوز ایجاد نشده‌اند) و آمده است تا محاسبات ما را به هم ریزد. جمهوری اسلامی هر قدر زندگی روزمره مردم منطقه را به هم آمیخته کند و بتواند به واقع، بازار مشترک منطقه‌ای ایجاد کند، هزینه تحرکات اسرائیل را بسیار بالا خواهد برد. در این صورت هر زخمی به مردم ایران یا یکی از کشورهای حاضر در این بازار، زخم به مردم باقی کشورهاست. تحرکات ایران در این نقطه، یعنی ساختن مراودات اقتصادی مردم منطقه، می‌تواند نجنگیدن را نه همچون نشانه ضعف، بلکه همچون نشانه قدرت ایران در برابر استراتژی اسرائیل، طرح کند.

رژیم صهیونیستی جمهوری اسلامی
دیدگاهتان را بنویسید
نام

ایمیل

متن پیام ارسـال دیدگـاه
گروه مطالعات علوم دقیقه
زندگیِ ناامید
به بهانهٔ حذف انتگرال از کتب آموزشی دبیرستان
آیا انسان شجاعت آن را دارد که این جهان بیمار را بر دوش بکشد و ناامید نشود؟ ریاضی تمرین این شجاعت است. تمرین امید به شگفتی. زیرا ریاضیات نه با کاربردهایش بل با کشف قطعیت چونان معجزه‌ا‌ی، در میان جهانی که بیماری از سر و روی آن می بارد، با امید به اینکه انسان می‌تواند در این جهان بیمار خودش بماند، زنده مانده است و انسان را زنده نگاه داشته . این امید نام دیگر زندگی است. آن زندگیِ ناامیدی که کمر به هدم ریاضی، چه در قامت دفاع از آن و چه در قامت حذف و طرد آن بسته است، پیش از آنکه اتهام سیاست‌گذاران و سیاستمداران باشد، اتهام خود علم و مدعیان علوم محض و از جمله ریاضی است.


سرمقاله
عروسِ فراموش‌شده
آیا ایران می‌تواند ائتلاف اقتصادی را جایگزین حمایت مالی از مقاومت کند؟
عده‌ای در ایران مدت‌هاست دست روی دست گذاشته و منتظرند تا با روی کار آمدن یک «دولت همسو» حمایت از جریان مقاومت شتاب گیرد و ایران تمام امکانات خود را برای پشتیبانی به میدان آورد. جدا از اینکه ایران به واقع چقدر سرمایه و امکانات برای پشتیبانی از جریان مقاومت دارد، پرسش مهم این است که پیشبرد سیاست صریح و فوری برای نجات اقتصادی آیا با حمایت مالی ممکن است؟


سرمقاله
خون لختۀ سیاست
اقتصاد سیاسی مولد، به‌عنوان دستور کار عاجل جبهه مقاومت
همان‌طور که اسلام عقیدتی نمی‌توانست به‌عنوان یک منبعِ داراییِ ازپیش رستگارکننده، نقطۀ اتکای زندگی مسلمان باشد، بلکه اسلام، آزمون و ابتلای هرروز و هرلحظۀ زندگی مسلمان است، نفت هم نمی‌تواند به‌عنوان یک منبعِ ازپیش تامین‌کنندۀ زندگی قرار گیرد. نفت به پایان رسیده است، هم‌چنان که اسلام عقیدتی به پایان رسیده است. ما نیازمند یک اقتصاد مولد هستیم


گروه گفتار سیاسی
نوشتن، تجارت‌کردن
مرکانتیلیسم و تولد تجارت
مشهور است که متون مرکانتیلیست‌ها از متون اقتصادی پیشینیان ماهیتاً متفاوت است. آن‌ها در شرایطی که خود به لحاظ اخلاقی متهم بودند، برای روشن‌کردن کار خود برخلاف گذشت‌گان، نه رسالاتی اخلاقی بلکه متونی فنی درباره تجارت کردن نوشتند.



موسسه علم و سیاست اشراق
تهران خیابان شریعتی،بالاتر از طالقانی
خیابان بوشهر،پلاک21،واحد5
شماره تماس : 09355643099



عضویت در باشگاه مخاطبین

نزد آن­ها که دانایی را حق خود می‌دانند، پرسش از قیمت علم پرسشِ حسابگرانی محافظه‌کار است که نهایتاً حاضرند زندگی کنند به هر قیمتی. با این حال، آموختن به چه قیمتی؟ این سؤال حتی اگر از سرِ بی‌حالی و خستگی بر زبان آمده باشد در ما امید و هراسی زنده می‌کند، نکند این راه که رفتن دارد و بازگشتن نه، دست‌کم برای من، بی‌سرانجام و بی‌حاصل باشد. آن‌ که با خود چنین نجوایی نداشته باشد، نه قدر زندگی بلکه پیش از آن، قدر خود علم را ندانسته است، چرا که علم پیش از هر گزاره‌ی صادقی که درباره‌ی چیزی داشته باشد، مدعی زندگی انسان است؛ هر آنکه خود را وقف چیزی همچون علم نمی‌کند، شخصیتی بی‌قدر است.

(تمام حقوق متعلق به موسسه علم و سیاست اشراق است)