اطلاعیه !
فرم عضویت در باشگاه مخاطبان





آپاراتوس
چگونه می‌توان به اعضای جوان شورای عالی انقلاب فرهنگی امید داشت؟


۸ آذر ۱۴۰۰   698  0  0
شورای عالی انقلاب فرهنگی این استعداد را دارد که در بخش علم و فرهنگ، به عنوان جزئی از کل، تبدیل به ماشین تولید احکامی شود که درون یک پروژه کلان توسط نهادهای بیرون و فرای شورا طراحی شده است. یک شورای جوان و عملگرا دقیقا ممکن است با انبوهی از تحرکات از خود رفع تکلیف کند بدون آن که به نحو درونی متوجه باشد که این تصمیمات چگونه و از سر چه طرح سیاسی‌ای، از درون شورا سر در آورده‌اند. اما نیروی مقاومت شورا در برابر تبدیل‌شدن به یک آپاراتوس قدرت چیست؟

 

از لحظۀ تاسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی، این شورا وضعی پارادوکسیکال را با خود حمل می‌کرد. از سویی اعضای آن کسانی بودند که به افق‌های علمی و فرهنگی می‌اندیشیدند و آن را ذیل مسئلۀ ایران صورت‌بندی می‌کردند و از سوی دیگر قرار بود ترکیبی از متخصصان آشنا به اقتضائات سیاسی و مدیریتی باشند تا بتوانند از پس اجرای وظایف سیاستگذارانۀ محول بر شورا برآیند. بدین ترتیب شورا همزمان که محل حضور اندیشمندان و نخبگان علمی، فلسفی و فرهنگی بود، موظف بود دربارۀ بسیاری از انتصابات و فرایندهای مدیریتی در سازمان‌های علمی و فرهنگی کشور، مستقیما تصمیم بگیرد.

تا پیش از تغییرات اخیر در ترکیب اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، به نظر می‌رسید که وجه نخست شورا، تا حدودی تامین شده باشد. اعضای شورا، کمابیش هر کدام صاحب ایده‌ای درباره آیندۀ ایران بودند و یا دست‌کم به ایران در افق علم و فرهنگ عمیقا می‌اندیشیدند. اما همزمان با تحقق این وجه، عموما در مورد نقش سیاسی و سازمانی شورا در جمهوری اسلامی، قضاوت‌های منفی بسیاری در میان صاحبنظران شکل گرفته بود. گویی شورای عالی انقلاب فرهنگی بر خلاف بسیاری دیگر از شوراهای موجود در نظام جمهوری اسلامی، از مجلس شورا گرفته تا شورای عالی امنیت ملی، شورای نگهبان و... اساسا فاقد این توانایی است که بر سر یک تصمیم به یک اتفاق نظر حقیقی برسد. در چنین وضعیتی، اینطور به نظر می‌رسید که در نقطۀ تصمیم‌گیری، اعضا مشارکتی جز رای‌دادن ندارند و اساسا این بی‌رمقی در درون شورا، منجر به بی‌اعتباری شورا نزد بیرون خود نیز می‌شد. در این میان وزن شخصیت حقوقی دبیر شورا نیز به دلیل وزن بالای اعضا و فقدان دستگیره‌ای برای ایجاد جبهه‌بندی‌ها حول موافقت یا مخالفت با تصمیمات، بسیار پایین بود.

اما تغییرات اخیر در ترکیب اعضا، حاکی از تغییر اساسی بافت این شورا است. کنار گذاشته شدن اشخاصی نظیر رضا داوری اردکانی، حسین کچوییان و مهدی گلشنی، نه تنها از خصلت فرهنگی و علمی شورا کاسته است، بلکه انتصاب افراد جدید، به این شورا خصلت عملگرایانه‌تری نیز داده است. ترکیب جدید اعضا، حکایت از وجود پتانسیلی برای امکان برقراری اتفاق نظر و اتخاذ تصمیمات جسورانه دارد. چیزی که بی‌ارتباط با عزم کلی‌تر جمهوری اسلامی در مدیریت قوای خودش نیست. امروز با ترکیبی از اعضا در شورای عالی انقلاب فرهنگی مواجه هستیم که نه تنها جوان‌تر هستند، بلکه در قیاس با ترکیب قبلی، عموما جاه‌طلبی بیشتری نسبت به کنش سیاسی دارند.

 

با این حال این پتانسیل می‌تواند درون یک ساختار بزرگ‌تر از خودش، به کلی مصرف شود. در شرایطی که جمهوری اسلامی به مثابه یک کل، عزم این دارد که اصطکاک و موانع داخلی را به حداقل ممکن برساند، شورای عالی انقلاب فرهنگی این استعداد را دارد که در بخش علم و فرهنگ، به عنوان جزئی از کل، تبدیل به ماشین تولید احکامی شود که درون یک پروژۀ کلان توسط نهادهای بیرون و فرای شورا طراحی شده است. یک شورای جوان و عملگرا دقیقا ممکن است با انبوهی از تحرکات از خود رفع تکلیف کند بدون آن که به نحو درونی متوجه باشد که این تصمیمات چگونه و از سر چه طرح سیاسی‌ای، از درون شورا سر در آورده‌اند. این خطری است که در چهرۀ جدید جمهوری اسلامی، گریبان بسیاری از نهادهای دیگر را در حوزه‌های مختلف گرفته است.

اما نیروی مقاومت شورا در برابر تبدیل‌شدن به یک آپاراتوس قدرت چیست؟ از حدود دو دهه پیش تا کنون، ما با وضعی مواجه شدیم که پیش از این نمی‌توانستیم درکش کنیم. درآمدهای تضمین‌شده، وضع باثبات سیاسی‌-اقتصادی‌ای برای ما رقم می‌زد و ما می‌توانستیم جمهوری اسلامی را در یک گفتار فرهنگی، طرح کنیم. در واقع نفت می‌توانست خرج تمام ایده‌هایی شود که ما از شیوه برقراری مناسبات انسانی در ذهن داشتیم و بعد از انقلاب دنبالشان کردیم. اما با حذف تدریجی نفت از اقتصاد ایران، بدون اینکه حتی به تصریح آید، متوجه اهمیت گفتار‌های اقتصاد سیاسی در تداوم حیات خود شدیم. این توجه، گرچه تاکنون تبدیل به یک طرح قدرتمند در میان سیاستمداران نشده است، اما همچون کشفی جدید، اجازه تداوم اتکای محض به گفتارهای فرهنگی را نمی‌دهد و حتی تا حدودی موجب عقب‌راندن نسبی آن‌ها از صحنه‌های کانونی جمهوری اسلامی شده است. به بیان دیگر، کانون نزاع‌های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی، به وضوح از نزاع‌های فرهنگی به نزاع‌های اقتصادی-سیاسی تغییر یافته است.

در چنین شرایطی وجود نیروهای بااراده و عملگرا، فی‌نفسه غنیمت است، مشروط به آنکه این پتانسیل را به نحوی کور در خدمت اوضاع متشتت فعالیت‌های اقتصادی-سیاسی موجود خرج نکنند. این یعنی شورای جوان و تازه‌نفس تنها در صورتی می‌تواند یک بازیگر مهم در صحنه نوظهور کشور باشد که بتواند تصمیماتش را در یک طراحی اقتصاد سیاسی، درک کند. واضح است که تحقق چنین درکی از لزوم وجود طراحی برای تصمیمات، پیشاپیش سازماندهی جدیدی را حول مدیریت دستور کار جلسات شورا می‌طلبد.

عملگرایی اراده شورای عالی انقلاب فرهنگی
دیدگاهتان را بنویسید
نام

ایمیل

متن پیام ارسـال دیدگـاه
سرمقاله
تصمیم بر سر میراث
آیا گفتار منافع ملی، می‌تواند میراث‌دار تلاش یک دهه اخیر جمهوری اسلامی باشد؟
سیاستی که «بی‌توجه به آنکه بخواهد اقتضای موازنه را در جهت‌گیری‌هایش لحاظ کند»، سودای اتخاذ سیاستی مستقل و جدید داشت. تمامی آنچیزی که ایران را صاحب شخصیت و قدرتی غیرقابل انکار در بازی‌های فعلی می‌کند، حاصل اتخاذ چنان سیاستی است. ایجاد منطقه اقتصادی مقاومت به عنوان رویای این سیاست از پس موفقیت نسبی در ایجاد یک کمربند مقاومت نظامی در منطقه، همگی اجزای یک پازل جدید بودند که جمهوری اسلامی به عنوان شریان‌های جدید جاری شدن نیروهای سیاسی مستقل در دنیا، به دنبال ساخت آن بود.


سرمقاله
مردم معلق
درباره معنای مشترک اعتراضات آبان 98 و اعتراضات اصفهان و اعتراضات پس از آن
ما شخصیت سیاسی نمی‌خواهیم، صرفاً مدیرانی پرکار و خدوم می‌خواهیم. مردمی می‌خواهیم که بیش از آنکه شریک سیاست و در گیر و دار ساخت معنای سیاسی زندگی خود باشند، شایستۀ حمایت اند. سیاست که به اینجا رسید جهت غایی‌اش را پشت درهای بسته و توسط بازیگران حرفه‌ای و پنهان به دست می‌آورد و سویۀ عمومی‌اش را در قالب برنامه هایی عمدتاً تخصصی و البته گاهی همه‌فهم دنبال می‌کند. دیگر جایی برای گفت‌وگوهای سیاسی و مناقشه بر سر تصویر کلی کشور نمی‌ماند و سیاستمدار، مدیری خواهد بود که مهمترین کارش نگه داشتنِ مردم در سطح مسائل روزمره است


سرمقاله
درد تکامل
در اجرای سیاست‌های مسکن، باید مردم ساخته شوند
اکنون ارکان مختلف دولت، مقدمات لازم را برای یک عملیات بزرگ فراهم می‌کنند. دولت تمایل دارد تصویر یک ماشین ساخت‌وساز از خود منتشر کند؛ اگرچه ماشین، استارت موتور پرسروصدایش خورده اما راه نیفتاده است. گویا دولت با تاکید بر این تصمیم می‌خواهد نشان دهد اگر دولتی در جمهوری اسلامی واقعا بخواهد می‌تواند بحران را پشت سر بگذارد. تصمیم گرفته شده و انگار ملت می‌خواهد با زخم خویش دیدار کند و با ارادۀ خود مداوایش نماید. اما در این تصمیم خللی هست که پیشاپیش نمی‌تواند درد جراحی را تحمل کند؛ مردم در اجرای این تصمیم حاضر نیستند


سرمقاله
عروسِ فراموش‌شده
آیا ایران می‌تواند ائتلاف اقتصادی را جایگزین حمایت مالی از مقاومت کند؟
عده‌ای در ایران مدت‌هاست دست روی دست گذاشته و منتظرند تا با روی کار آمدن یک «دولت همسو» حمایت از جریان مقاومت شتاب گیرد و ایران تمام امکانات خود را برای پشتیبانی به میدان آورد. جدا از اینکه ایران به واقع چقدر سرمایه و امکانات برای پشتیبانی از جریان مقاومت دارد، پرسش مهم این است که پیشبرد سیاست صریح و فوری برای نجات اقتصادی آیا با حمایت مالی ممکن است؟



موسسه علم و سیاست اشراق
تهران خیابان شریعتی،بالاتر از طالقانی
خیابان بوشهر،پلاک21،واحد5
شماره تماس : 09355643099



عضویت در باشگاه مخاطبین

نزد آن­ها که دانایی را حق خود می‌دانند، پرسش از قیمت علم پرسشِ حسابگرانی محافظه­ کار است که نهایتاً حاضرند زندگی کنند به هر قیمتی. با این حال، آموختن به چه قیمتی؟ این سؤال حتی اگر از سرِ بی­حالی و خستگی بر زبان آمده باشد در ما امید و هراسی زنده می‌کند، نکند این راه که رفتن دارد و بازگشتن نه، دست‌کم برای من، بی‌سرانجام و بی‌حاصل باشد. آن‌ که با خود چنین نجوایی نداشته باشد، نه قدر زندگی بلکه پیش از آن، قدر خود علم را ندانسته است، چرا که علم پیش از هر گزاره‌ی صادقی که درباره‌ی چیزی داشته باشد، مدعی زندگی انسان است؛ هر آنکه خود را وقف چیزی همچون علم نمی‌کند، شخصیتی بی‌قدر است.

(تمام حقوق متعلق به موسسه علم و سیاست اشراق است)