اطلاعیه !
فرم عضویت در باشگاه مخاطبان





فهرست مطالب

سرمقاله
وفاداری پیش‌دستانه؛ تنها راه شکست کودتای نرم

اباصالح تقی‌زاده طبری   

موثرترین راه غلبه بر کودتا حضور همه‌جانبه و گسترده مردم در خیابان‌هاست. این حضور بعد از حادثه هیچ ارزشی ندارد. وفاداری قبل از وقوع حادثه مهم است. این را باید بدانیم. بعد از حادثه همه چیز رخ داده و تمام شده است؛ در حالی که به ظاهر نشان می‌دهند هنوز خیلی چیزها سر جایش مانده و می‌توان برایشان جنگید و مقاومت کرد!


دیدگاه
سیاستِ اقتصادی حسابداری نیست
برنامه اقتصادیِ دولت برای کنترلِ نقدینگی چگونه منجر به افزایش تورم می‌شود؟
محمدرضا هدایتی   




دیدگاه
سطل‌های آب را آماده کنید
حضور منکوب‌کنندۀ تودۀ انبوه مردم، تنها و تنها راه نجات ایران است
محمدحسین تسخیری   

این لحظۀ خطرناک متمرکزشدن نبرد ایران در یک یا چند شخصیت است. لحظه‌ای است که هر خطری این شخصیت‌ها را تهدید کند، در واقع کلیت حرکت را تهدید کرده است. ازدست‌دادن حضور مستقیم و بلاواسطۀ مردم در صحنۀ سیاست، می‌تواند عرصه را آنچنان بر این شخصیت‌ها تنگ کند که زنده یا مرده آن‌ها، دیگر نتواند کاری از پیش ببرد. و این امری ناآشنا در تاریخ نبرد انسان با دشمنان انسان نیست.


سرمقاله
پایمردی بر نهاد دولت
روحانی با عبور از دولت پزشکیان در پی چیست؟
محمدرضا هدایتی   




نشست
دین به عمل است و عمل به صبر است
گزارش دومین نشستِ موسسه اشراق درباره‌ی «گفتاری درباب صبر»
اباصالح تقی‌زاده طبری    علیرضا شفاه    محمدرضا هدایتی    امیرحسین صنایعی   




سرمقاله
نمایش ناترازی

محمدرضا هدایتی   

ناخدایی که در قلب طوفان، سکان را رها کرده و «صادقانه» به جمع ملوانان و مسافران کشتی آمده و مدام از بزرگی موج‌ها و فرسودگی کشتی می‌گوید، نه‌تنها تصمیمی ندارد، بلکه به همگان می‌قبولاند که این راه مقصدی نیز ندارد و آن‌ها را به بازگشت فرامی‌خواند؛ بی‌توجه به اینکه مسیر بازگشت، روشن‌تر از مسیر پیش‌رو نیست. اینکه ملوانان و مسافران بدانند کشتی در خطر است، اما راه مؤثری در پیش پای خود نبینند، حتی به آن‌ها امکان مشارکت در نجات کشتی را نیز نمی‌دهد و تنها آنان را فرسوده و ناامید می‌کند و می‌رماند. نهایتاً ناخدا، پیش از آنکه حتی بادبان‌های کشتی را کشیده باشد، از آن‌ها می‌خواهد تا وسایل غیرضرورشان را به آب بیندازند.


نشست
درمان اسیر عشق صبر است
گزارش نخستین نشستِ موسسه اشراق درباره‌ی «گفتاری درباب صبر»
اباصالح تقی‌زاده طبری    علیرضا شفاه    امیرحسین صنایعی    معصومه ندیری   




سرمقاله
مراقبت قطب‌نمای ژئوپلیتیک
مهار تنش‌های مرزی با تغییر زمین بازی ژئوپلیتیک
اباصالح تقی‌زاده طبری   

راه‌حل بسیاری از مسائل ژئوپلیتیک، لزوماً در نقطهٔ شکل‌گیری بحران نیست؛ یعنی در بسیاری از مواقع نباید در تنش‌های جغرافیایی، مستقیماً به سراغ کانون بحران رفت و انتظار حل آن را داشت. قدرت‌های جهانی معمولاً برای حل مسائلشان، به‌جای پرداختن مستقیم به خودِ مسئله، می‌کوشند بازی بزرگ‌تری طراحی کنند تا مسئلهٔ اصلی در دل آن بازی بزرگ‌تر فرسوده یا محو گردد. برای طراحی بازی در جغرافیا، باید پای بازیگران دیگر را نیز به میان کشید. این بازی‌ها در عرصهٔ جغرافیا معمولاً با ایجاد ائتلاف و شراکت راهبردی با قدرت‌های بزرگ شکل می‌گیرد.


سرمقاله
با وفاق نباید جنگید
وفاق به‌رسمیت شناختن خستگی است
علیرضا شفاه   

ما در دوران پس از ۷ اکتبر دوباره به صحنه سیاست داخلی ایران دعوت شده‌ایم. جنگ تحمیلی ۱۲ روزه تاریخ سیاست در ایران را دوباره با نهیبی ناگزیر بیدار کرده است. اکنون اراده جامعه ایران از نو فراخوان شده است تا سیاست داخلی تازه‌ای بسازد: صف آرایی ارادهٔ مولد قدرت ملی. هیچوقت تا این اندازه برای زندگی به جنگ فرا خوانده نشده بودیم. هیچگاه تا این حد تا آستانه تاسیس یک اتحاد اراده‌مند ملی پیش نرفته بودیم.


گروه مطالعات علوم دقیقه
دریا زن است و زندگی تنها برکنار او ممکن می‌گردد
از استعاره‌ی دریانوردیِ هانس بلومنبرگ تا فرمانِ الیزابت اول
هانس بلومنبرگ   

از فیلسوف چه می‌توان آموخت؟ این پرسشی است که تمامی فیلسوفان و به‌ویژه فیلسوفانی که جنگ را تجربه کرده‌اند باید بدان پاسخ دهند. در پیشانیِ فلسفه اگر چیزی نوشته شده باشد، تنها در دوره‌ی جنگ و بحران است که بخت آن را دارد تا خود را آشکار کند. هانس بلومنبرگ – فیلسوفِ آلمانی که امروز (13 ژوئيه) مصادف با سال‌روز تولد اوست – کشف تازه‌ای از ذات مخاطره‌جوی انسان می‌کند. «همان انگیزه و محرکی که به‌تدریج زندگی را به دریا می‌کشاند، طغیانِ جنگ‌ها را نیز به حرکت درمی‌آورد.» اما چه کسی ابتدا به ژرفای تاریک دریا دل می‌سپارد؟


 1             

موسسه علم و سیاست اشراق
شماره تماس : 77136607-021


عضویت در باشگاه مخاطبین

اینکه چیزها از نام و تصویر خود سوا می‌افتند، زندگی را پر از هیاهو کرده است و این هیاهو با این عهد مدرسه که «هر چیزی خودش است» و خیانت نمی‌ورزد، نمی‌خواند. مدرسه آرام است و این آرامش بخشی از عهد و ادعای مدرسه است. هیاهو در مدرسه به معنای ناتوانی مدرسه در نامگذاری چیزها است؛ به این معناست که چیزها می‌خواهند از آنچه هستند فرا بروند. آنجا که می‌توان دانست از هر چیز چه انتظاری می‌توان داشت، دعوا و هیاهویی نیست، نظم حاکم است و هر چیز بر جای خویش است. اما اگر هرچیز حقیقتاً بر جای خود بود و از آنچه هست تخطی نداشت، دیگر چه نیازی به مدرسه بود؟ اگر خیانتی ممکن نبود مدرسه می‌خواست چه چیزی را بر عهده بگیرد. اگر حقیقت نامی دارد، از آن روست که امکان ناراستی در جهان هست. نام چنانکه گفتیم خود عهد است و عهد نگه داشت است و نگه داشت آنجا معنا دارد که چیزها از جای خود خارج شوند.

(تمام حقوق متعلق به موسسه علم و سیاست اشراق است)