اطلاعیه !
فرم عضویت در باشگاه مخاطبان





گروه نقد و نظریه سینما
تاریخ تأسیس : شهریور 1396






اعضای گروه

سید باقر نبوی ثالث
مسئول گروه

کارشناسی ارشد سینما

عضو شورای علمی موسسه علم و سیاست اشراق

مدیر استودیو آرمان‌فیلم



درباره گروه

این طرح پژوهشی مدعی است «مهم‌ترین چیزی که ما را از دست‌یافتن به سینما بازداشته است، فقدان دیدگاه نسبت به سینما است». ما فاقد دیدگاه سینمایی، و تبعا به دور از پختگی و حرکت، و فاقد سنت نظری سینما هستیم. این وضع، نه وضع سینمای ما، که وضع نقد سینمایی است. نقد، خوب و بد را عیان می‌سازد. تا این قدرت تشخیص نباشد، نمی‌دانیم چه می‌خواهیم و تا ندانیم چه می‌خواهیم، هرگز به چیزی هم دست نخواهیم یافت.

منتقدان چه سودایی در سر دارند؟ این پرسش به خودی خود، از امری سوال می‌کند که گویا اهمیت همیشگی‌اش را از دست داده است. اما مگر نقد فیلم، و منتقد، هرگز اهمیتی داشته‌اند؟ آن‌ها که دست به نوشتن نقد فیلم می‌برند، خود را فیلمسازان شکست‌خورده نمی‌پندارند. هر چند توجیه دقیقی هم برای کارشان ندارند. گویا نمی‌دانند چرا می‌نویسند، اما نمی‌توانند ننویسند! همچون فیلمسازان، نقاشان یا نویسندگان و بسیاری دیگر که در کار هنرند، در کار منتقدان نیز نوعی بی‌خویشی پنهان است.

کار منتقد، آشکارا از واکنش به فیلم آغاز می‌شود. منتقد در مواجهه با فیلم‌ها، پس از آنکه تاثیری - چه علاقه و چه تنفر - در او داشته باشند، به شرط آنکه درگیری به وجود آمده باشد، وادار به بروز می‌شود و با نوشتن خود را خلاص می‌کند و نفس راحتی می‌کشد. منتقد نمی‌تواند در برابر فیلمی که دل او را لرزانده، بیکار بماند. نمی‌تواند سکوت کند. تا ننویسد، نگوید و واکنش ندهد، احساس فعال‌بودن، زنده‌بودن و حضور در جهان نمی‌کند. هر نقد که حاصل گفت‌وگو با فیلم، و سینماست، داستان منتقد با سینما را شکل می‌دهد. چنین است که وضع او با آدم‌های فیلم‌دوست تفاوت دارد. منتقد مخاطب جدی و پرورش‌یافتۀ سینماست. فیلم‌ها هستند تا فهم او از سینما، و درکش از زندگی وسیع شود. در این فرآیند، منتقد خودش معنا می‌شود. همچنین هر نوشتۀ سینمایی (نقد ژورنالیستی، آکادمیک، تئوری و تاریخ‌نگاری سینما) حامل نظری دربارۀ سینماست. نظری که معنایی از سینما به دست می‌دهد و اهمیت، موقعیت، کارایی، بودن و چگونه‌بودن این پدیده را برای ما آشکار می‌سازد. حال، پرسش این است که منتقد چگونه در کار خود توفیق می‌یابد؟ تاثیر منتقد در صحنۀ سینما چگونه رخ می‌دهد؟

اما چه چیز باعث می‌شود در این لحظه و اینجا، نیازمند پرسش از نقد باشیم؟ چرا باید بدانیم نقد چیست و چگونه عمل می‌کند؟ تمام آنچه باعث می‌شود طرح نقد تا این اندازه برای ما حیاتی شود، وضع آشفته‌ایست که در نظام کلی سینمای ایران می‌بینیم. در ایران هر چه خبر و رویداد سینمای هست، از آشفتگی، بی‌وضعی و بی سلیقگی می‌گوید. این آشفتگی به راستی از فقدان نقد، و در نتیجه از فقدان دیدگاه می‌آید. نظر، نظر ما دربارۀ سینما، از خلال کار منتقد گشوده می‌شود. اینکه از راز کار منتقدان می‌پرسیم می‌خواهیم بدانیم آیا در کار او کورسوی امیدی برای ما هست؟ آیا ممکن است، سینمای ما که اکنون سرگردان است و نمی‌دانیم به کدام راه می‌رود، به دست همین منتقدان به حاشیه پیوست شده، راه خود را باز کند؟





از این گروه بخوانید :

گروه نقد و نظریه سینما
مغلوبین همیشگی
چگونه برگزاری جشنواره فیلم فجر، پرسش‌های اساسی درباره سینما و مردم را پس می‌زند؟
در پس گفتار فرهنگی، که فرهنگ را از اقتصاد و از سیاست جدا می‌اندازد، رتق‌وفتق امور و برگزارشدن منظم هرساله جشنواره، از آن چهره‌ای نمادین و ساختارمند، اما دروغین، مزورانه و کارمندی ساخته است. این وضع امکان هر رویداد، ضربه و تجربه ای را از آن گرفته است.



گروه نقد و نظریه سینما
از «بازی تاج و تخت» چه آموختیم

گفته می‌شود دوران «داستان‌گویی» به سر آمده است. اما سریالی چون «بازی تاج و تخت» نشان داد، اگر هنوز امیدی هست، به داستان و چگونه گفتنِ داستان است. این ارزش عمومی «بازی تاج و تخت» است.



گروه نقد و نظریه سینما
منتقدان چگونه سینما می‌سازند؟

تاریخ سینما در اصل توسط منتقدان روایت شده است. اگر نوشته های سینمایی را از داشته هایمان حذف کنیم، خواهیم دید؛ تقریبا چیزی درباره سینما نمی دانیم. ما می توانیم بدون حضور منتقد، فیلم تماشا کنیم، اما بدون او نمی‌توانیم نسبتی با سینما داشته باشیم...



گروه نقد و نظریه سینما
ماجرای نیمروز؛ سینمای مسطح

ماجرای نیم‌روز در جشنواره فجر 95، پس از کشمکش‌هایی، فراوان مورد تقدیر قرار گرفت. این تقدیر چه بسا شایسته‌ی این فیلم در قیاس با سایر آثار این جشنواره باشد، اما در نگاهی کلی‌تر باید دید ماجرای نیم‌روز و محمدحسین مهدویان نوید چه سینمایی به ما می‌دهند، آیا آن‌ها می‌توانند خاطره‌ی ماندگاری برای فیلمسازان و مخاطبان فیلم بسازند؟ به نظر نمی‌رسد.




موسسه علم و سیاست اشراق
تهران خیابان شریعتی،بالاتر از طالقانی
خیابان بوشهر،پلاک21،واحد5
شماره تماس : 09355643099



عضویت در باشگاه مخاطبین

نزد آن­ها که دانایی را حق خود می‌دانند، پرسش از قیمت علم پرسشِ حسابگرانی محافظه‌کار است که نهایتاً حاضرند زندگی کنند به هر قیمتی. با این حال، آموختن به چه قیمتی؟ این سؤال حتی اگر از سرِ بی‌حالی و خستگی بر زبان آمده باشد در ما امید و هراسی زنده می‌کند، نکند این راه که رفتن دارد و بازگشتن نه، دست‌کم برای من، بی‌سرانجام و بی‌حاصل باشد. آن‌ که با خود چنین نجوایی نداشته باشد، نه قدر زندگی بلکه پیش از آن، قدر خود علم را ندانسته است، چرا که علم پیش از هر گزاره‌ی صادقی که درباره‌ی چیزی داشته باشد، مدعی زندگی انسان است؛ هر آنکه خود را وقف چیزی همچون علم نمی‌کند، شخصیتی بی‌قدر است.