اطلاعیه !
فرم عضویت در باشگاه مخاطبان





وفاداری پیش‌دستانه؛ تنها راه شکست کودتای نرم



۱۹ دی ۱۴۰۴   216  4  0 سرمقاله
موثرترین راه غلبه بر کودتا حضور همه‌جانبه و گسترده مردم در خیابان‌هاست. این حضور بعد از حادثه هیچ ارزشی ندارد. وفاداری قبل از وقوع حادثه مهم است. این را باید بدانیم. بعد از حادثه همه چیز رخ داده و تمام شده است؛ در حالی که به ظاهر نشان می‌دهند هنوز خیلی چیزها سر جایش مانده و می‌توان برایشان جنگید و مقاومت کرد!

آنچه امروز برسر ایران می‌رود، از ناآرامی‌های داخلی تا نزدیک‌شدن سایه‌ی یک جنگ موثر و شاید تعیین‌کننده، همه باید درشعاع رویدادهای منطقه‌ای، جهانی و سیر تحولات دیده شود. معادلات قدرت در جهان به‌هم‌ریخته است، اما آمریکا دیگر نمی‌خواهد و البته نمی‌تواند مانند گذشته این معادله را با جنگی همه‌جانبه به نفع خود تکمیل کند. راه تازه‌ای را آموخته که می‌تواند بدون گرفتاری در تنش‌هایی فراگیر همچون تجربه عراق و افغانستان، کار خود را پیش برد. این راه را می‌توان با اغماض کودتای نرم نامید.

این شکل از کودتا گام به گام در حال تکوین است و هر چه پیش می‌رود، بهتر و تمیزتر اجرا می‌شود. اولین تجربه آن در سوریه به کار گرفته شد. اسد بر سر کار بود اما بزرگان نظامی و سیاسی پیشتر از شروع تهاجم و پیروزی مضحک جولانی، با وعده وعیدهایی تسلیم شده بودند؛ هرچند همه اینها می‌توانست آنقدر پنهان بماند که ایران و روسیه هم فریب بخورند. مورد ونزوئلا اما پیشرفته‌تر و خطرناک‌تر است. سران سیاسی و نظامی پیش از حمله و عملیات هالیوودی هماهنگ می‌شوند و آمریکا به سادگی رئیس‌جمهور کشور را می‌رباید و می‌برد و به ظاهر یک زخمی هم نمی‌دهد. از آن جالب‌تر نیروی نظامی ونزوئلا حتی یک تیر هم شلیک نمی‌کند. فردای آن روز هم رئیس‌جمهور جدید با محکوم کردن حادثه، کمیته‌ای برای پیگیری وضعیت مادورو تشکیل می‌دهد و با شعار مقاومت، از حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات سخن می‌گوید! مردم ناراضی هم به خیابان می‌آیند و همراه مسئولان کشور اعتراض می‌کنند. اینجا دیگر حتی مانند مورد سوریه، بدنه حکومت هم فرو نمی‌ریزد.

درست است که ایران ربطی به سوریه و ونزوئلا ندارد اما پیگیری حوادث دو سال گذشته نشان می‌دهد که قطعه‌های پازلی در حال تکمیل است. یعنی فضای کلی سیاسی ایران به مرور آماده الحاق به معادله‌ای امنیتی شده است. ایران در این معادله به جای اینکه در پی سیاست مقاومت باشد، بیشتر آماده پذیرش یک صلح و قرار گرفتن در تعادلی سیاسی امنیتی است. البته این ماجرا هنوز یکسره نشده است، با این حال در شکل هیئت حاکمه، چنین تصویری غالب شده است، به گونه‌ای که متاسفانه موقعیت رهبر انقلاب در این میان نامتناسب به نظر می‌رسد. اگر اینگونه ببینیم اصلا بعید نیست که نوعی از کودتای نرم این‌بار به شکلی متفاوت (البته با همان منطق) در ایران هم تکرار شود. این همکاری درون با بیرون، با حفظ ظاهر بلکه با شدت بیشتر از قبل، می‌تواند تمام نیروی انقلابی کشور را تخلیه کند. پس باید به هوش باشیم. جلوی حادثه را باید گرفت. بهتر است درباره شکل حادثه صحبت نکنیم اما تجربه این دو سال نشان داده، که این حادثه به سرعت به نقطه اساسی ضربه می‌زند و تمام.

موثرترین راه غلبه بر کودتا حضور همه‌جانبه و گسترده مردم در خیابان‌هاست. این حضور بعد از حادثه هیچ ارزشی ندارد. وفاداری قبل از وقوع حادثه مهم است. این را باید بدانیم. بعد از حادثه همه چیز رخ داده و تمام شده است؛ در حالی که به ظاهر نشان می‌دهند هنوز خیلی چیزها سر جایش مانده و می‌توان برایشان جنگید و مقاومت کرد!

امروز گروه‌های مرجع باید مردم را به خیابان‌ها بکشانند، با هم بنشینند و فکری برای تظاهرات و حضور عمومی گسترده داشته باشند. این پر کردن میدان، هر فکر و نقشه‌ای را ناکام خواهد گذاشت و بر هر سیاستی غلبه خواهد کرد. شاید اشاره رهبر انقلاب در ۱۳ رجب، همین دلالت را داشته باشد. سخن ضمنی ایشان باید دستور کار صریح ما باشد.

کودتا جنگ مردم وفاداری
دیدگاهتان را بنویسید
نام

ایمیل

متن پیام ارسـال دیدگـاه








سرمقاله
با وفاق نباید جنگید
وفاق به‌رسمیت شناختن خستگی است
علیرضا شفاه   
ما در دوران پس از ۷ اکتبر دوباره به صحنه سیاست داخلی ایران دعوت شده‌ایم. جنگ تحمیلی ۱۲ روزه تاریخ سیاست در ایران را دوباره با نهیبی ناگزیر بیدار کرده است. اکنون اراده جامعه ایران از نو فراخوان شده است تا سیاست داخلی تازه‌ای بسازد: صف آرایی ارادهٔ مولد قدرت ملی. هیچوقت تا این اندازه برای زندگی به جنگ فرا خوانده نشده بودیم. هیچگاه تا این حد تا آستانه تاسیس یک اتحاد اراده‌مند ملی پیش نرفته بودیم.



موسسه علم و سیاست اشراق
شماره تماس : 77136607-021


عضویت در باشگاه مخاطبین

اینکه چیزها از نام و تصویر خود سوا می‌افتند، زندگی را پر از هیاهو کرده است و این هیاهو با این عهد مدرسه که «هر چیزی خودش است» و خیانت نمی‌ورزد، نمی‌خواند. مدرسه آرام است و این آرامش بخشی از عهد و ادعای مدرسه است. هیاهو در مدرسه به معنای ناتوانی مدرسه در نامگذاری چیزها است؛ به این معناست که چیزها می‌خواهند از آنچه هستند فرا بروند. آنجا که می‌توان دانست از هر چیز چه انتظاری می‌توان داشت، دعوا و هیاهویی نیست، نظم حاکم است و هر چیز بر جای خویش است. اما اگر هرچیز حقیقتاً بر جای خود بود و از آنچه هست تخطی نداشت، دیگر چه نیازی به مدرسه بود؟ اگر خیانتی ممکن نبود مدرسه می‌خواست چه چیزی را بر عهده بگیرد. اگر حقیقت نامی دارد، از آن روست که امکان ناراستی در جهان هست. نام چنانکه گفتیم خود عهد است و عهد نگه داشت است و نگه داشت آنجا معنا دارد که چیزها از جای خود خارج شوند.

(تمام حقوق متعلق به موسسه علم و سیاست اشراق است)