اطلاعیه !
فرم عضویت در باشگاه مخاطبان





بیانیه تشکیل هسته پیشگام



۲۲ بهمن ۱۴۰۴   213  2  0 بیانیه
وجود این جمعیت سازمان‌یافته که اولاً واجد انگیزه و گفتار انقلابی است، ثانیاً آمادۀ اداره کشور با همۀ بحران‌های آن است و ثالثاً رسالت خود را دفاع از موجودیت ایران از طریق بسیج مردم تعریف کرده است، آن معادله را تغییر خواهد داد؛ چراکه نشان می‌دهد اراده انقلابی در ایران تا چه حد حاضر و با نیروی نامنتظرۀ خود آمادۀ خطر است و از مقاومت پا پس نمی‌کشد. این جمعیتِ سازمان‌یافته، نه‌تنها سیاست مقاومت در ایران را زنده نگه می‌دارد، بلکه الهام‌بخشِ بدنه اجتماعی و سازمان سیاسیِ دیگر اضلاع جبهه مقاومت نیز خواهد بود و روایت کارآمدیِ مقاومت را ترمیم خواهد کرد.

فصل تازه‌ای در جمهوری اسلامی ایران آغاز شده است؛ اما ما در روزهای آغاز این فصل نیستیم. شاید این فصل از گام برداشتن در توافق برجام یا شام‌گاه ترور قاسم سلیمانی در بغداد یا ماجرای مه‌آلود ارسباران آغاز شده باشد. این فصل، فصلی است که در آن، تدریجاً ائتلاف‌هایی در سازمان اداری سیاسی جمهوری اسلامی پدیدار شده، که بر آن است تا نیروی مولّد و انقلابی ملت ایران را بر زمین بگذارد؛ دستگاه آن روزبه‌روز از شخصیت‌های سیاسیِ اراده‌مند تهی شود و نوعی منطق و روال عادی و محاسبه‌‌پذیر ذیل تعادل‌های جهانی، ماشین حکمرانی‌اش را شکل دهد؛ تا جایی که در غایی‌ترین حالتش، دیگر تفاوتی نداشته باشد چه کسی دولت را در دست گیرد؛ اگر هرگونه دولت‌مندی ممکن باشد.
در این فصل، تنها چیزی که می‌تواند ضامن جهتِ مولّد و انقلابیِ جمهوری اسلامی ایران باشد، همانا تشکّل‌یابیِ دوبارۀ جمعیتِ پیشگام آن است.
امروز چنان جمعیتی به شکل فزاینده‌ای به موضوع واقعی سیاست در ایران تبدیل شده است. هرقدر این جمعیت در اثر مغناطیسِ رهبریِ آیت‌الله خامنه‌ای پرورش یافته، هم‌زمان به هدف اصلیِ تخاصم با جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. آنچه در حوادث اخیر دیدیم، جلوۀ همین تخاصم به آشکارترین و عریان‌ترین شکل آن است. اما آن‌قدر که خصومت دشمن آن جمعیت را هدف گرفته و برای نابودی آن کمر بسته و برنامه ریخته، هیچ نیروی سیاسیِ قدرت‌مندی در ایران متکفلِ آن نیست. این به آن معنا نیست که سازوکارهای بازتولید این جمعیت عقیم شده‌اند؛ بلکه دقیقاً به این معناست که تصمیمی برای استیفای استعداد این جمعیت وجود ندارد.
از اینجا نخست اعتراضی جدی به کسانی وارد است که وظیفه یافته بودند تا این جمعیت را سازمان دهند، به حرکت درآورند و حرکتش را به ثمر رسانند. علاوه بر این کسانِ شریف در حاشیۀ سیاستِ رسمی، پیش از این‌ها دستگاه‌هایی هم چنان مأموریتی داشته‌اند و از آن‌ها نیز امیدها قطع شده بود. آن دستگاه‌ها بیشتر بر نومیدی افزوده‌اند تا اینکه چشم‌اندازی خلق کنند. خود این وضعیت نتیجه سیاست‌زداییِ فزاینده از سازمان‌های اداری در جمهوری اسلامی ایران است.
پس با ضرورتِ تکلیفی بر زمین‌مانده مواجهیم که ما را به خویش فرا می‌خواند. امروز نیرویی هرچند کوچک، اما منسجم، سازمان‌یافته و جهت‌مند باید وظیفه متشکل‌کردن این جمعیت را بر عهده گیرد. این وظیفه تنها شکل‌دهی به جمعیتی نیست که گفتاری انقلابی و مقاوم دارد؛ بلکه نوعی سازماندهی است که آن جمعیت را هم‌زمان واجد توان و مدّعی اداره کشور کند.
ضرورت اخیر از آنجا بر می‌خیزد که برپایی هر دولتِ اراده‌مند و کارآمدی، متأخر از وجود جمعیتی متشکل است که توان ادارۀ کشور دارد. امروز ما با طرحی مواجهیم که تحرکات دشمن ضلعی از اضلاع آن است. محور این طرح، تضعیف هرگونه دولت‌مندی و در پی آن، تضعیف وحدت و انسجام ملت ایران است. مزدوران داخلی و دشمنان خارجی ایران نه‌تنها می‌خواهند جمهوری اسلامی دیگر نظامی انقلابی نباشد، بلکه می‌خواهند به‌واقع فاقد هرگونه دولتی باشد. فقدان دولت در ایران، ضرورتاً فروپاشیِ ظاهریِ دولت نیست؛ ضعف او در اتخاذ تصمیمات محکم و برداشتن گام‌های استواری است که ملتی را برپا نگه می‌دارد. وجود چنان جمعیتِ متشکلی، مهم‌ترین مانع در برابر طرح دشمن برای القای فقدان دولتی متعهد و قدرتمند در ایران است.
این وضعیت، ما را وارد مضیقه‌ای دشوار می‌کند: این جمعیت نباید با دولت جمهوری اسلامی در تقابل قرار گیرد؛ بلکه باید به‌گونه‌ای گام بردارد که دولت را به حرکت وادارد و جمهوری اسلامی بتواند بر آن تکیه کند؛ چنان‌که دفاع قاطع رهبر انقلاب از دولت در عید مبعث، در واقع حراست از اساس دولت در ایران بوده است؛ نه دفاع از این یا آن شخصیت سیاسی. مراقبت از دولت‌مندی بوده است؛ نه تأیید نظر سیاسی یک رئیس‌جمهور. (برخلاف آنچه از سوی رهبر انقلاب در تدبیر فتنه 1388 دیدیم.)
اما چنان جمعیتِ متشکلی با تعهد به عدم تقابل با دولتِ ائتلافیِ موجود، چگونه می‌تواند تمایز سیاسی و شخصیتِ مستقل خود را به دست آورد؟
تخاصم ذاتی در منطقه غرب آسیا که خود را در اشکال متنوعی از ائتلاف‌های دیرین و تازه و جبهه‌بندی‌های چندگانه نشان می‌دهد (ائتلاف‌های خطرناکی که تا عمق راهبردها و تصمیم‌های امنیتی در ایران نیز تداوم یافته‌اند)، به شکل عریانی در آسمان و زمینِ شهرهای ایران ظاهر شده است. تهدید به دمِ درِ خانه‌ها و حیاتِ خیابان‌ها رسیده و تولیدکنندۀ اشکالی از خشونت شده، که به سختی در ایران سابقه دارد.
پس نه فقط گفتار انقلابی و توان اداره کشور، که نگه‌داشتنِ تمامیت مرزها و امنیت ایران به عنوان سومین ضرورت نیز به کانون وظایف آن جمعیت اضافه می‌شود؛ زیرا دولتِ غیرسیاسی و ائتلافی در ایران، در معرض این خطر است که برای رفع تهدیدها، تن به نوعی سازشِ عمیق و خطرناک بر سر ارکانِ حاکمیت ملّی دهد. حتی اگر نه این، با لحاظ

بدترین سناریوهای حملۀ خارجی در همکاری با خیانتِ مزدوران داخلی، زمینه برای یک دگرگونیِ جعلی و تحمیلی در ماهیت نظام سیاسی در ایران فراهم خواهد شد. و به یاد باید داشت که تغییر حکومت مرکزی در ایران از سوی بیگانگان، همواره با برنامۀ تجزیۀ کشور مقارن بوده است. 
پس آمادگی برای جنگ نیز به آخرین عنصرِ بنیادینِ سازماندهیِ جمعیت انقلابی ایران تبدیل می‌شود. همین تأکید بر جنگ و در واقع، بسیج مردم برای جنگ، عنصرِ تمایزبخشِ آن جمعیتِ سازمان‌یافته با دولت فعلی است، و می‌تواند کانون تولید نیروی سیاسی آن باشد. ضرورتی که در فرمانِ برزمین‌ماندۀ رهبر انقلاب، مبنی بر بسیج مردم، خطاب به فرماندۀ ستاد کل نیروهای مسلح، در روزهای نخستینِ جنگِ دوازده‌روزه آشکار و عیان است.
در شرایط فعلی که دشمن گمان می‌کند می‌تواند در فرصت پیش‌آمده، ملت ایران را از پای درآورد، ارتقای توان دفاعی در برابر دشمن، یا حضور انبوه مردم در خیابان‌ها، هرچند عملیات دشمن را به تعویق می‌اندازد، اما آن آرایش خصومت‌آمیز را تغییر نمی‌دهد. تصمیمی محکم لازم است تا معادلات دشمن باطل شود و آرایش آن تغییر کند.
وجود این جمعیت سازمان‌یافته که اولاً واجد انگیزه و گفتار انقلابی است، ثانیاً آمادۀ اداره کشور با همۀ بحران‌های آن است و ثالثاً رسالت خود را دفاع از موجودیت ایران از طریق بسیج مردم تعریف کرده است، آن معادله را تغییر خواهد داد؛ چراکه نشان می‌دهد اراده انقلابی در ایران تا چه حد حاضر و با نیروی نامنتظرۀ خود آمادۀ خطر است و از مقاومت پا پس نمی‌کشد. این جمعیتِ سازمان‌یافته، نه‌تنها سیاست مقاومت در ایران را زنده نگه می‌دارد، بلکه الهام‌بخشِ بدنه اجتماعی و سازمان سیاسیِ دیگر اضلاع جبهه مقاومت نیز خواهد بود و روایت کارآمدیِ مقاومت را ترمیم خواهد کرد.
 

امضاهای اولیه (در حال تکمیل):

سیدسعید لواسانی، امام جمعه سابق لواسان
بیژن عبدالکریمی، پژوهشگر فلسفه و هیئت‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی
یعقوب توکلی، پژوهشگر تاریخ معاصر و هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
میثم نیلی، فعال سیاسی و مدیرعامل مجمع ناشران انقلاب اسلامی
مجتبی عرب، فعال سیاسی-اجتماعی
علیرضا شفاه، عضو شورای مرکزی موسسه علم و سیاست اشراق
مهدی مظفری‌نیا، پژوهشگر و مدیرمسئول مدرسه علوم انسانی روزگار نو
اباصالح تقی‌زاده طبری، عضو شورای مرکزی موسسه علم و سیاست اشراق
حمید عظیمی، مدیرمسئول اندیشکده مرصاد
حسن نیلی، هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
محمدجواد حاجی احمدی، هیئت‌علمی دانشگاه علم و صنعت ایران
سیدعلی کشفی، مدیرمسئول موسسه علم و سیاست اشراق
اسماعیل فراهانی، دانش‌آموخته دکتری و پژوهشگر علوم اجتماعی
علیرضا بلیغ، هیئت‌علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی
سیدعلی متولی امامی، عضو شورای مرکزی موسسه علم و سیاست اشراق
سید عقیل حسینی، هیئت‌علمی اقتصاد دانشگاه یاسوج
امیر ذاکری، هیئت‌علمی دانشگاه علم و صنعت ایران
محمد نیازی، هیئت‌علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی
جواد وزیری، پژوهشگر و مشاور سیاست‌گذاری صنعتی و فناوری
سید باقر نبوی، عضو شورای مرکزی موسسه علم و سیاست اشراق
معصومه ندیری، مدیرعامل موسسه تحقیقات و مطالعات جامعه‌شناسی اقتصاد
محمدرضا هدایتی، سردبیر هفته‌نامه کرانه و پژوهشگر موسسه علم و سیاست اشراق
فرشته صادقی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه
هادی ژیان، پژوهشگر مرکز تحقیقات بسیج دانشگاه امام صادق (ع)
علیرضا سمیعی، نویسنده و پژوهشگر فلسفه و ادبیات
علی‌اکبر کارگر، معاون محتوایی مرکز نوآوری و تعالی کوثر
عباس عالی‌زاده، پژوهشگر علوم اجتماعی و فعال فرهنگی-اجتماعی
فاطمه عطارد، پژوهشگر اندیشه سیاسی و مدرس دانشگاه
محمد اسکندری، دبیر اسبق جنبش عدالت‌خواه دانشجویی
سیدمحمد حسینی فرد، هیئت‌علمی دانشگاه علم و صنعت ایران
محمد عباسی، هیئت‌علمی اقتصاد دانشگاه امام حسین (ع)
راضیه زارعی، هیئت‌علمی دانشگاه بین‌المللی علامه عسگری
ابراهیم دهنوی، پژوهشگر و فعال دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی
ابوالفضل میرفخرالدینی، پژوهشگر و فعال دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)
امیر امیری فر، پژوهشگر اقتصاد و جغرافیای سیاسی
حامد سهرابی، پژوهشگر و فعال فرهنگی-اجتماعی
حسین ستاری، دبیرکل اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی امام صادق (ع)
حسین ولدخانی، پژوهشگر و فعال فرهنگی-اجتماعی
رضا محمدی، دبیر گروه فقه و حقوق شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی
زهرا ظرفچی، پژوهشگر و فعال دانشجویی دانشگاه باقرالعلوم (ع)
سبحان جدیدساز، پژوهشگر موسسه علم و سیاست اشراق
سحر دانشور، عضو شورای سردبیری نشریه سوره
سعید غفرالهی، دبیر گروه الهیات شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی
سید مصطفی موسوی همایون، عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان
سیدمحمد سیدمحسنی، سردبیر سایت سیمافکر
سیدمحمدصادق کشفی، دانش‌آموخته علوم اجتماعی و فعال فرهنگی-اجتماعی
شایان کریمی، معلم و پژوهشگر موسسه علم و سیاست اشراق
علی بیات، عضو اسبق شورای مرکزی جنبش عدالت‌خواه دانشجویی
علی عباسی، پزشک و پژوهشگر موسسه علم و سیاست اشراق
علیرضا عبدالعلی سربندی، عضو شورای سردبیری سایت سیمافکر
فاطمه فلاح نژاد، پژوهشگر و فعال فرهنگی-اجتماعی
فرشاد هویدا، پژوهشگر اقتصاد و جغرافیای سیاسی
محدثه شاه‌حسینی، پژوهشگر موسسه علم و سیاست اشراق
محمدجواد صراطی، طلبه و فعال فرهنگی-اجتماعی
محمدحسین تسخیری، پژوهشگر موسسه علم و سیاست اشراق
محمدرضا قربانی، پژوهشگر موسسه علم و سیاست اشراق
محمدعلی اشراقی جزی، عضو اسبق شورای مرکزی بسیج دانشگاه امام صادق (ع)
محمدقائم خانی، نویسنده و پژوهشگر ادبیات
محمدمهدی شاه‌سنائی، جانشین بسیج دانشگاه تهران
ابراهیم‌خلیل عباسی، فعال فرهنگی-اجتماعی
احسان سروش، پژوهشگر و فعال دانشجویی دانشگاه زنجان
احسان قدرتی، طلبه و فعال فرهنگی-اجتماعی
امیرحسین عباس نژاد، فعال دانشجویی دانشگاه تهران
امیرحسین قاسم پور، مسئول بسیج دانشجویی حوزه ابوریحان دانشگاه تهران
امیرحسین مستقل، فعال دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)
ایمان صفرآبادی فراهانی، طلبه و فعال فرهنگی-اجتماعی
حامد شمیرانی، طلبه و فعال فرهنگی-اجتماعی
حسین زمانیان، فعال دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)
حسین عیسی پور، فعال دانشجویی  دانشگاه شهید رجایی
حسین مرادی، فعال دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی
حسین مسعودی، فعال دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف
خلیل منصوری‌زاده، پژوهشگر و فعال دانشجویی دانشگاه جامع امام حسین (ع)
روح‌الله واعظ، معلم و پژوهشگر موسسه علم و سیاست اشراق
سروش راستگو، فعال دانشجویی دانشگاه تهران
سید امیرمحمد حسینی، ادوار بسیج دانشگاه شهید بهشتی (مسئول دانشکده)
سید عباس عشقی، فعال دانشجویی دانشگاه شاهد
سید علی صالحی، عضو موسسه حقوق و سیاست نبراس
سید محمد حسین صاحب فصول، پژوهشگر و فعال دانشجویی دانشگاه تهران
سید محمدمحسن غمام، فعال دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی
سید مهرداد حسینی زیدابادی، فعال فرهنگی-اجتماعی
سیدعلی یونس زاده، فعال دانشجویی دانشگاه فرهنگیان
سیدعلیرضا میری، فعال دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)
سیدمحمدرضا پاکیزه، فعال دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)
صادق کاظم پور، طلبه و فعال فرهنگی-اجتماعی
عباس مرادی، ادوار بسیج دانشگاه علامه طباطبایی (مسئول دانشکده)
علی مظفری فرد، فعال دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف
علیرضا بابائی، فعال دانشجویی دانشگاه آزاد تهران
علیرضا عباس پور، طلبه و فعال فرهنگی-اجتماعی
علیرضا مزینانی، پژوهشگر و فعال دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی
غلامرضا باقری، فعال فرهنگی-اجتماعی
فاطمه عبدی، خبرنگار و فعال فرهنگی-اجتماعی
مبین یحیی‌پور، فعال دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)
مجتبی کاوه، فعال فرهنگی-اجتماعی
محراب پهلوان، فعال دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
محسن امیدوار، استاد حوزه و فعال فرهنگی-اجتماعی
محمد امین حبیبی، فعال دانشجویی دانشگاه علوم قضایی
محمد جواد عباسی، فعال فرهنگی-اجتماعی
محمد صفایی، عضو شورای مرکزی بسیج دانشجویی
محمد مهدی همتی فقیه، پژوهشگر و فعال دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی
محمد مهرپویا، مسئول بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
محمدامین حقگو، پژوهشگر اقتصاد توسعه
محمدجواد مقیمی، معاونت علمی بسیج دانشکده علوم اجتماعی
محمدجواد نجفی، فعال دانشجویی دانشگاه تهران
محمدخان زاده، پژوهشگر و فعال دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی
محمدعلی آخوندی، پژوهشگر و فعال دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)
محمدمهدی بناء حق‌دوست، فعال دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی
محمدهادی عبدالوهاب، نویسنده و منتقد
مصطفی قدسی، پژوهشگر حقوق و فعال فرهنگی-اجتماعی
مهدی براتی احمدآبادی، پژوهشگر و فعال دانشجویی دانشگاه شیراز
مهدی صفاری، دبیر انجمن‌های علمی دانشگاه فردوسی مشهد
میلاد حاجی اسماعیلی، وکیل و فعال دانشجویی
نیما یوسفی، پژوهشگر مدرسه فلسفه و سیاست ایران
یاس محمدی، پژوهشگر و فعال دانشجویی دانشگاه علوم تحقیقات
یاسمن ولدی، عضو شورای سردبیری سایت سیمافکر
حنانه رنج‌دیده، پژوهشگر مدرسه فلسفه و سیاست ایران
امیرحسین اجلالی، 
حامد احمدی، فعال فرهنگی-اجتماعی
حسین علیپور، فعال دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی
زینب فراهانی، فعال دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی
سارا جعفری، فعال دانشجویی دانشگاه علم و صنعت
سوده سادات شهرستانی، فعال فرهنگی-اجتماعی
سیدمحمدرضا حبیبی، فعال دانشجویی
سینا صادقی، فعال دانشجویی
عرفان صدرالدین، فعال دانشجویی دانشگاه تهران
علی اکبر صفری، فعال دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)
علی آسمان، فعال فرهنگی-اجتماعی
علیرضا عمیق، فعال دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)
محمد پویا چراغچیان، فعال دانشجویی دانشگاه صنعتی همدان
محمد مهدی بادامه، فعال دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی
محمدامین طالبی، فعال فرهنگی-اجتماعی
محمدمهدی صالحی، فعال دانشجویی دانشگاه تهران
مصطفی حسن زاده، کارمند
مهزاد شاکری مقدم، 
نرگس سادات اثنی عشری، فعال فرهنگی-اجتماعی
نیما صالح‌زاده، فعال دانشجویی دانشگاه تهران
هادی موسوی، کارمند
هیربد آذرلی، فعال دانشجویی دانشگاه تهران
احمد رضا کاوه، فعال فرهنگی-اجتماعی
رسول مهرانفر، معلم
آیدا داوری منزه، 
پیمان داوری منزه، 
رضا ارجمند، 
صادق مرادی، 
علی حسینی، 
غزاله گلدانی، 
فرهاد بهرامی، 
قاسم دشتی، 
ماهی پناهی، 
محسن اصغری، 
محسن حمیدی، 
محمد رسول پورکیانی، 
مهرداد کاشانی، 
مهرداد کیانی، 
وحید غلامرضایی
 

دیدگاهتان را بنویسید
نام

ایمیل

متن پیام ارسـال دیدگـاه








سرمقاله
با وفاق نباید جنگید
وفاق به‌رسمیت شناختن خستگی است
علیرضا شفاه   
ما در دوران پس از ۷ اکتبر دوباره به صحنه سیاست داخلی ایران دعوت شده‌ایم. جنگ تحمیلی ۱۲ روزه تاریخ سیاست در ایران را دوباره با نهیبی ناگزیر بیدار کرده است. اکنون اراده جامعه ایران از نو فراخوان شده است تا سیاست داخلی تازه‌ای بسازد: صف آرایی ارادهٔ مولد قدرت ملی. هیچوقت تا این اندازه برای زندگی به جنگ فرا خوانده نشده بودیم. هیچگاه تا این حد تا آستانه تاسیس یک اتحاد اراده‌مند ملی پیش نرفته بودیم.



موسسه علم و سیاست اشراق
شماره تماس : 77136607-021


عضویت در باشگاه مخاطبین

اینکه چیزها از نام و تصویر خود سوا می‌افتند، زندگی را پر از هیاهو کرده است و این هیاهو با این عهد مدرسه که «هر چیزی خودش است» و خیانت نمی‌ورزد، نمی‌خواند. مدرسه آرام است و این آرامش بخشی از عهد و ادعای مدرسه است. هیاهو در مدرسه به معنای ناتوانی مدرسه در نامگذاری چیزها است؛ به این معناست که چیزها می‌خواهند از آنچه هستند فرا بروند. آنجا که می‌توان دانست از هر چیز چه انتظاری می‌توان داشت، دعوا و هیاهویی نیست، نظم حاکم است و هر چیز بر جای خویش است. اما اگر هرچیز حقیقتاً بر جای خود بود و از آنچه هست تخطی نداشت، دیگر چه نیازی به مدرسه بود؟ اگر خیانتی ممکن نبود مدرسه می‌خواست چه چیزی را بر عهده بگیرد. اگر حقیقت نامی دارد، از آن روست که امکان ناراستی در جهان هست. نام چنانکه گفتیم خود عهد است و عهد نگه داشت است و نگه داشت آنجا معنا دارد که چیزها از جای خود خارج شوند.

(تمام حقوق متعلق به موسسه علم و سیاست اشراق است)